من و مامان

درخواست حذف این مطلب
با مامان گرم صحبت بودیم،نمیدونم چی شد که بحث کشید سمت نوه های

بزرگی.

من: چه حیف که اینقدر این دختر ها رو زود عروس د!!

مامان هم که میخواست سریع مطلب رو جمع کنه تا باز نرم سر بحث ازدواج خودم و احساس گناه نکنه ،بلافاصله گفت که : خب خیلی زود بوده ولی تو این زمونه بهترین کاره و دیگه سمت گناه کشیده نمیشن!

-چطور مطمئنی که سمت گناه کشیده نمیشن؟

مگه نمیگی تو این "زمونه"؟

همین زمونه به اندازه ای بد شده که با داشتن همسر هم باز کار خطایی کرد!

بهش گفتم اینقدر همه چی عادی شده و راحت که خیلی از مردها و یا زن هایی که تشکیل خانواده هم دادن باز میرن سمت یکی دیگه و این وضعیت خیلی بدتر از زمانیه که مجرد باشی و بری سمت ی!

بدتر نیست؟

مامان: همینطور که اظهار تاسف میکرد گفت اوهوم خیلی بده!

مطمئنم داشت تو ذهنش به این فکر میکرد که آیا منم ممکنه فکر و حواسم جای دیگه ای

باشه؟!